برخورد نزدیک از نوع خیلی دور
" برخورد نزدیک از نوع خیلی دور"
صدای زنگ تلفن تمرکزم را برای نوشتن به هم می ریزد :
- زود تلوزیون را روشن کن ببین چی می بینی .
- می دونی که خیلی وقته این شش شبکه رو شش طلاقه کردم .
- زود بزن کانالِِِ ِ ....
می زنم . سخنرانی کسی است که این روزها ازاین دانشگاه به آن دانشگاه دعوت می شود و برای جوانان از ازدواج و دوستی و راه های بهشت رفتن و چه بکنی تا حوری بیشتری نصیبت شود و....می گوید . می گویند طرز سخنرانی اش طرفدار دارد و کلی می خنداند. اما دوستم راست می گفت لنز چشمش از پشت شیشه ی تی وی راست آدم را به بهشت رهنمون می کند و صف حوری ها .....
می گفت : " آقایان ! نود درصد این خانم ها که به سر کار می روند ، نه به جهت ضرورت مالی که به خاطر آن است که در خانه دلشان می گیرد . لطفا یک بسته از آن پودرها ! که می ریزند و لوله ی چاه را باز می کنند ، بگیرید و بریزید تا دل خانمتان باز شود و دیگر سر کار نرود !! "
جماعت هم که انگار پودر چاه بازکنی ریختند توی دهانشان و تا اعماق ِ ته ِ وجودشان باز شده ، می خندند و صدای خنده ی کاملا بهشتی اشان همراه با یک کلوزآپ طولانی از ردیف دندان های راهیان بهشت ، صدا و سیما را جلوه ای روحانی می بخشد .
راستی فکر می کنید وقتی دوستم زنگ زد من در حال انجام دادن چه کاری بودم ؟ نه اشتباه نکنید در کار بهشت نبودم . من داشتم مقاله ای را می نوشتم که الان شما مقدمه اش را می خوانید :
ادبيات زنانه مقوله اي است كه امروزه بحث هاي داغي را پيش كشيده
است؛ كه اينگونه زنانگي، ناگزير مردانگي در ادبيات را هم مطرح مي كند
كه به ناچار بايد به ادبياتي دو جنسيتي قائل شويم. اما مسئله اينجاست
كه اينگونه بررسي بيشتر از ديدگاه جامعه شناسي ادبيات است و به
هويت و ريشه پديدارشناختي ادبيات مربوط نمي شود. در واقع، ادبيات
فمينيستي، ادبياتي است كه بر اساس چگونگي موقعيت زنان در جامعه
مطرح مي شود. موقعيتي كه پيش از اين توسط مردان تعريف مي شد و
اينك، زنان با مطرح كردن مشكلات، تبعيض ها، احساسات و موقعيت هاي
نابرابر خود نسبت به مردان كلام به اعتراض گشوده اند. در واقع اين نوع
ادبيات در ابتدا به بررسي جا به جايي قدرت و عدم تمركز آن مي پردازد.
موضوع اين نوع ادبيات، زناني هستند كه نسبت به مردان به لحاظ جايگاه
اجتماعي خواه نا خواه در مرتبه پايين تري قرار مي گيرند و با بررسي
روانشناسانه گاهي از ديد خودشان نيز در مرتبه برابر قرار ندارند و اين نوع
ادبيات سعي در آگاه كردن و بيدار كردن ناخودآگاه زنان نسبت به حقوق از
دست رفته و جايگاه ضايع شده خودشان دارد و در مرتبه دوم، سعي در
نقد جامعه مرد سالاري دارد كه از بن و پايه سنت هاي جامعه را همين
نگاه مرد سالارانه ساخته است، به طوري كه مادراني كه خود نيز زن
هستند، در رفتار بين دختران و پسران خود به گونه اي هستند كه مردهاي
سنتي و قدرت طلب ديگري را به جامعه امروزي تحويل مي دهند. به واقع
اين گونه ادبيات زنانه، تلاش مي كند كه در جامعه يك قطبي مردانه، جنس
زنانه را نيز مطرح كند و در مرتبه سوم، پس از ايجاد برابري و حقوق برابر و
انساني براي هر دو جنس، به اشتراك و همراهي زنان و مردان مي پردازد
كه عملاً اين مرحله جزو ايده آل هاي نقد فمنيستي است كه بدان رسيدن
مستلزم پشت سر گذاشتن دو مرحله نخست است. گاهي نيز، اين
اعتراض مركزگريز مايل است كه قدرت را براي مدتي در اختيار جامعه زنانه
قرار دهد، تا مردان نيز بتوانند با همزاد پنداري، تاريخي كه بر زنان گذشته و
رنج هاي آنان را درك كنند. مرداني كه از دست دادن قدرت را بزرگ ترين
معزل اجتماعي مي دانند و در ريشه هاي وجودي خود، به هر گونه مبارزه
اي تن مي دهند تا اين ميراث تاريخي نزاع قدرت را در چنگ داشته باشند.
به واقع مي توان ادبيات فمينيستي را از لحاظ موضوعي زير مجموعه
«ادبيات اعتراض» قرار داد، همانگونه كه ادبيات سياهان، اقليت، و غيره
_______________________.
پی نوشت : خدایا ما بنویس های این جوری را از آتش دوزخ برهان !!
نگاه و شیوه ی آن ، سهم سهمگین آدمی از بودن است.